نظر علي الطالقاني
123
كاشف الأسرار ( فارسى )
مقاله چهارم در امامت است و در آن چند فصل است . فصل اوّل در اقامهء برهان عقلى بر لزوم امام ( ع ) مانند وجود پيغمبر . بدان كه هيچ مسألهاى از مسائل اصول دين و فروع دين به قدر مسئلهء امامت محل اختلاف نيست ، زيرا كه امّت خاتم ( ص ) به جهت همين مسأله ، هفتاد و سه فرقه شدند و علماء ما ( قدّس سرهم ) آنچه شرح و بسط در اين مسأله دادهاند در هيچ مسأله ندادهاند و آنچه از كتب و مجلّدات و اسفار و مصنّفات در اين مقام ساخته و پرداختهاند در هيچ اصلّى و فرعى به قدر ثلث و خمس آن به كار نبردهاند و حق داشتند . مثلى است معروف : لعنت به همكار بد . چون همسايگان و شركاء ما در لفظ شهادتين ، آن قدر مزخرفات گفتند و چندان كذب و افتراء و انكار بديهيّات به هم بافتند كه علماء ما را چارهاى جز آنچه كردند نبود . بلى چون نادان سنگى به چاه اندازد چندين دانا و عقلا را به زحمت اندازد . خداوند ان شاء اللّه هر يك را با امام خود محشور گرداند و علماء ما را تاج كرامت عطا فرمايد كه زحمت كشيدند و از احاديث همان مخالفان اقامه برهان نمودند و زنگ شك و كدورت شبهه را از ميان برداشتند و از براى احدى عذرى باقى نگذاشتند . و اگر نبود كتابى مگر حق اليقين مجلسى ( قدّس سره ) و حديقهء مقدس اردبيلى ( قدّس سره ) و گوهر مراد فاضل لاهيجى ( قدّس سره ) ، هرآينه كافى و شافى بود ، با آن كه اينها مختصر و فارسى و رساله مىباشند . و ما در اين مقام نيز به جهت اظهار اعتقاد ، به اشاره و نمونه و خوشه اكتفا نمائيم . حال گوئيم مراد از امامت در نزد شيعه و سنّى ، رياست است در امور دين و